X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

دلانــه هـایی از جنـــس سکوتـــ...

اینجــا حریـم منهــ.. من و حرفــای نگفتــه امـــــ...

عناوین یادداشت‌ها 

  • والاااااا... (شنبه 22 خرداد‌ماه سال 1395 18:45)
    وقتـــــی ب عقب بر میگردی ؛ متوجه میشی ک جــــــای بعضیا ، الان ک تو زندگیت خالــــــی نیست، هیـــــچ ... اون موقعشم زیـــــــــــادی بوده !!
  • حرمتـــــ... (دوشنبه 20 اردیبهشت‌ماه سال 1395 12:23)
    حرمت ها که شکسته بشه.. مسیح هم که باشی.. نمیتونی دل شکسته رو احیاء کنی!!!!
  • دلـــــــــــم... (شنبه 14 فروردین‌ماه سال 1395 18:39)
    هرکــــــس... ب سهـــــــم خود از دنیــــــــا چیزی بر میــــــدارد... مــــــــن.. از.. دنیـــــــا.. " دســــــــت " برداشته ام!!
  • باید رد شد و گذشتـ... (پنج‌شنبه 6 اسفند‌ماه سال 1394 11:38)
    ی وقتایی باید رفت.. اونم با پای خودت! باید جاتو توی زندگی بعضی ها خالی کنی... درسته تو شلوغیاشون متوجه نمیشن ک نیستی! ولی بدون ی روزی ی جایی بدجوری یادت میوفتن ک دیگه خیلی دیره..../
  • دلم.... (سه‌شنبه 20 بهمن‌ماه سال 1394 15:28)
    خسته ا م خیلی زیاد دلگیرم خیلی زیاد کاش طوفان می‌شد طوفان می‌شد و صدای رعد و برق وباران ! نمی‌دونم چرا ولی دلم طوفان می‌خواد نمی‌دونم چرا شاید چون بعدش آرامشه
  • رفتمــــ... (یکشنبه 27 دی‌ماه سال 1394 12:12)
    اگر کسی مرا خواست بگویید: رفته باران ها را تماشا کند. و اگر اصرار کرد، بگویید: برای دیدن طوفان ها رفته است! و اگر باز هم سماجت کرد، بگویید: رفته است تا دیگر بازنگردد... -بیژن جلالی-
  • ی وقتایی... (پنج‌شنبه 17 دی‌ماه سال 1394 16:41)
    گـاهـی اوقـات . . . هـمـه چـیـز دسـت ب دسـتِ هـم مـیـدن.. تـا تـو رو غـرق در رویـاهـا و خاطراتت کـنـن! ی آهـنـگ پـیـشـواز . . . ۲ خـط شـعـر . . . یـک وجـب پـیـاده رو . . . آهـنـگـی ک خـونـه بـغـلـی گـوش مـیـدن . . . ۲ کـلـمـه حـرف . . . بـوی ی عَـطـر . . . طـعـم ِ شـیـریـن ِ ی خـوراکـی . . . هـمـه و هـمـه کـافـیـه...
  • i don't know.... (دوشنبه 14 دی‌ماه سال 1394 12:04)
    آقا تمام روز با رفقاشه... ب دخترا گیر میده... با پسرا میخنده... دانشگاه میره... دور دور میره... ساعت ١١شب با کتک برمیگرده خونه... بعد تازه تو رختخواب یادش میاد "تنهاست"...!! این یعنی واسه ما تعریف نشده تنهایی یعنی چی.../ خانم با یکی دوست میشه... سریع میگه عشقم... عکسش میشه بک گراند گوشیش... دو روز بعد یکی...
  • ثانیهـ... (یکشنبه 13 دی‌ماه سال 1394 00:02)
    چقدر طول کشید تا فهمیدم هیچ چیز برای همیشه نیست.. دیر فهمیدم مرز میان بودن و نبودن ؛ ثانیه ای بیشتر طول نمی کشد!!
  • درد ینی... (شنبه 12 دی‌ماه سال 1394 16:24)
    بـرای بـــعضی دردها... نـــه می توان گریــــه کرد ، نــــه مـی توان فریـــــــــاد زد ... ! بــــرای بـــــــــــعضی دردها ... فـــــقط می توان نــگاه کرد و بی صدا ، شـــــــــکــــــــــســـــــــت ... !
  • روووزگـــــــــــــار....... (شنبه 12 دی‌ماه سال 1394 01:01)
    روزگار نکبتی شده !! آنقدر ک آدم دلش میخواهد مدام ب خاطره هایش چنگ بیاندازد و آنجا ها دنبال چیزی بگردد..... -عباس معروفی-
  • !! (پنج‌شنبه 10 دی‌ماه سال 1394 16:16)
    درد یعنـــی.... ساعتهـــا می شینم ب حرفایـــی ک هیچ وقت قـــرار نیست بگم فکـــر می کنم...!!
  • بدون عنوان... (سه‌شنبه 8 دی‌ماه سال 1394 20:37)
    یک لیوان قهوه... قهوه اى تلخ... ب طعم زندگى ام... یک موزیک ملایم... نشستن در کنج اتاق... خیره ب دیوار... یاد خاطره ها... یک سکوت مرگبار... یک قطره اشک ... خندیدن ب خود ! اشک را با دستانم پاک مى کنم... ب آینه نگاه مى کنم، ب خودم نیشخندى میزنم... باز آه مى کشم و همان لبخند مصنوعى را میزنم... و بزرگترین دروغ را ب خودم مى...
  • سکوتـــ... (دوشنبه 7 دی‌ماه سال 1394 01:00)
    قصه از جایی شروع میشود ک نباید...! و نباید ها عزیز میشوند... و عزیز ها بی معرفت... و بی معرفت ها تمام دنیا.. و تمام دنیا، آوار روی سر... و تو... زیر همین آوار... جان میدهی.. و جان دادنت، تدریجی میشود... و تدریجی شاعر میشوی... شاعر میشوی و خون خودت را میکشی.. می ریزی در خودکارت... و خودکارت... مینویسد... کاش... کاش......
  • ترســـ...... (شنبه 5 دی‌ماه سال 1394 11:32)
    میترسم از آدم ها ... آدم هایی ک دست میذارن رو تنهاییت ... مجوزِ ورود میگیرن ... و تنهاترت می کنن ... آدم هایی ک سایه میندازن روی سرت ... و بی تفاوت، سایه سنگین می کنن ... آدم هایی ک ساده می گیری بودنشون رو ... و سخت میکنن گذرِ لحظه هاتو ... آدم هایی ک کوهِ معرفت میشی براشون ... و اونا مدام میلرزوننت با آتشفشانِ بی...
  • دلم تنگه!! (سه‌شنبه 1 دی‌ماه سال 1394 18:43)
    گاه دلتنـــــــگ می شوم... دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها! حسرت هایم را می شمارم.. باختن ها.. و صدای شکستنم را!! نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم ، کدام خواهش را نشنیدم، و ب کدام دلتنگی خندیدم.. ک این چنین دلتنگــــــــــــــــم!!..
  • یادم خودم،احساسم،دلم را فراموشـــــــ......! (شنبه 28 آذر‌ماه سال 1394 10:21)
    دلتنگ ک میشی ، فال حافظ میگیری... چشماتو میبندی ، و میگی : میشه بگی اونم دلش تنگ هست یا ن..!؟! و حافظ هم ک انگار دلش ب حال بیقرارت سوخته , میگه : "یوسف گمگشته باز آید ب کنعان غم نخور.." و همون جاست ک میباری و تو دلت میگی: "یوسف من اصلا گم نشده ک حافظ جان..." دلتنگ ک میشی میفهمی! همه ی این روزا ک با...
  • دلتنگــــــ !!! (جمعه 27 آذر‌ماه سال 1394 00:00)
    کاش.. "دلتنگی" بیماری بود! بستری می شدی.. درش می آوردند، دورش می انداختند، یا در شیشه های الکل نگه می داشتند.. تا به بیمارهای دیگر بگویند؛ این دلتنگی بزرگ را ما در آوردیم... حیف که با دلتنگی هیچ کاری نمی شود کرد، باید آن را کشید ، مثل "حبس" !!! _مریم اسلامی_
  • خدااااا (پنج‌شنبه 26 آذر‌ماه سال 1394 16:54)
    مینویسم... برای قلبی که شکست... و دستی که دیگر توان نوشتن ندارد... مینویسم.. از سرابی که همه ی هستی ام را به یغما برد ... از طوفانی که خانه آرزوهایم را ویران ساخت ... مینویسم... از بغض.. از سکوت.. از هرآنچه باید بشکند.. مینویسم... از دردهای التیام نیافته... ازبغض های بیصدا شکسته... مینویسم از....... دلم گرفته...
  • خوووووووبم ولی.... (سه‌شنبه 24 آذر‌ماه سال 1394 18:03)
    دلخوشی ها کم نیست.. آدمهای دور و برم هم کم نیستند.. می آیند لبخندی روی لبم مینشانند و میروند... ولی دلتنگی عجیبی همیشه و همه جا همراه من است!! نمیدانم این روزهایت چطور میگذرد ... نمیدانم تو هم دلتنگی یا ن.. میدانم ک نمیخوانی و میدانم ک نمیدانی چقدر این دلتنگی برایم زجرآور است ... آنها ک کمتر مرا میشناسند ، هنوز هم...
  • بعضیااااااا........ (یکشنبه 22 آذر‌ماه سال 1394 10:08)
    دلم می خواهد از دید بعضی آدمها پنهان بمانم.. آدمهایی که مدام توی زندگیت سرک می کشند و با ژست صمیمیت داشته هایت را می شمارند! احساساتت را خط کشی می کنند! اشتباهاتت را سرزنش می کنند! به چیز هایی که خود ندارند حسادت می کنند! دست می گذارند روی نقطه ضعف هایت و آنها را بزرگ و بزرگتر می کنند و هر کاری که لازم باشد می کنند؛...
  • بی حـســــــ !!!! (پنج‌شنبه 12 آذر‌ماه سال 1394 17:50)
    ب جایِ سوار شدن اتوبوس، تصمیم دارم ولیعصــــر را پیاده راه بروم ... پیاده، آرام و حواس پرت ... دخترک تنه ی محکمــی ب مَن میزند، بدونِ اعتراض رد میشوم ... عرضِ اسفندیار را ک ب نیمه می رســم، صدایِ بوقِ بلند ماشین و عربده ی راننده ک تا کمر از شیشه ماشین بیرون آمده مرا ب خودم می آورد ... _آهای خانم حواست کجاست ؟؟؟...
  • Sad.......... (دوشنبه 9 آذر‌ماه سال 1394 16:17)
    رُک بگویــم : از همـــه رنجیده ام .. از غریـب و آشنــا ترسیـده ام.. سالهـا از بس ک خوش بیـن بوده ام... با نگاه سرد تان لرزیـده ام.. رد پای مهربانی نیسـتــــــ ...نیست!!! بی خیال سردی آغوشهـا ، من ب آغوش خودم چسبیــده ام. /
  • هـــــــــــHEــــــه !! (یکشنبه 8 آذر‌ماه سال 1394 10:32)
    وَقـتـے ڪوچـڪ بـودمـــ.. هَـمـیشـہ فِـڪر مے ڪَردَمـ تَـنـهایے یَـعنے اینڪہ تَـنـهـا تو خونه بـودَݩ ! الـان ڪـ بُزُـرگــ شُدَمــ... فَهمـیدَمـ ؛ تَـنـهایے خیلے بُزرگتَـر اَز این حَـــــرفاســـتــــ.... فَهمـیدَم ؛ این تنهایے با اینڪہ تو خونه تنها باشے فَرق دارہ. فَرقــش اینه کــ تو هَر جایے باشـے، بازَمـ تَنهایے شلوغ...
  • نمیفهمَمــــــــــــــــ............ (شنبه 7 آذر‌ماه سال 1394 16:47)
    چی اومده ب سر این دنیا و آدماش؟ چرا اینروزا درست نمیشنویم حرفای همدیگه رو؟؟ چرا هر حرفی رو برعکس ترجمه میکنیم واسه خودمون؟؟ عاااااااااااااخه چراااااااااا؟؟؟؟؟؟؟!! چرا همه چی چپی چپی شده؟ چرا برداشت مون از هر حرفی ، اونی نیس ک میشنویم؟؟ متأسفم واسه اونایی ک وقتی میگی: من فلان چیزو نمیخوام ؛ برعکس واسه خودشون ترجمه...
  • تنهـــــــــــــــــا.................... (پنج‌شنبه 5 آذر‌ماه سال 1394 18:04)
    بعضی وقتا.. ته اتوبوس... اون صندلی آخر... کنار شیشه.. بهترین جای دنیاست...!!! برای اینکه مچاله بشی تو خودت! سرتو بچسبونی ب شیشه و زُل بزنی ب جای دور.. و فکر کنی ب چیزایی ک دوست داری.. فکر کنی ب خاطراتی ک آزارت میده! و یادت بره ک مقصدت کجاست!! دلت بخواد ک دنیا ب اندازه ی همین گوشه ی اتوبوس کوچیک بشه! دنج ... و تنها.. و...
  • Silence...... (سه‌شنبه 3 آذر‌ماه سال 1394 00:00)
    ساکتم ... ساکت!!! اما پرم از حرفهای تلخ ... پر از رمز و راز ... و امروز پس از سالها احساس می کنم فهمیدم ...! فهمیدم وقتی کسی حرفهایت را نمی فهمد ... باید در سکوت آرام و بیصدا سوخت !!! باید رها کرد.... باید رفتــ....
  • تقاصــــ....... (جمعه 29 آبان‌ماه سال 1394 01:15)
    دیشب دیدمش تو خواب !! توی گورستان تاریک.. کنار قبری نشسته بود و صدای هق هق مردونه اش کل قبرستان رو گرفته بود.. این موقع شب اونجا چیکار میکرد؟!! قبر کی بود ک اینطوری زار میزد و میگفت: " منو ببخش...ب تو بد کردم..ب خودم بد کردم!.." و باز هق هقش بلند میشد.. شنیدن صدای هق هق یک مرد ، یعنی اون مرد خیلــــــــی...
  • متنفرمـــــــــــــــــــــــــــــــــ !!!! (سه‌شنبه 26 آبان‌ماه سال 1394 13:02)
    متنفرم از آدمای بی منطق! متنفرم از عشقای دو روزه! متنفرم از خاطراتی ک میشن نگاتیو های سوخته ی روزهایی ک از دست رفته! متنفرم از آدمایی ک صداشون ب ناحق بلند میشه! متنفرم از اونایی ک خوب بلدن تو رو از زندگی کردن ، نفس کشیدن سیرت کنن! متنفرم از دخترایی ک با کثافت کاری هاشون باعث میشن بقیه همه رو ب همون چشم ببینن! متنفرم...
  • نبود.. نیست.. نخواهد بود. (جمعه 22 آبان‌ماه سال 1394 01:01)
    مدتیست دلم شکسته …! کاش میشد یک نقطه گذاشت تا دیگر شروع نشود …! کاش میشد فریاد بزنم : “ پایان ” دلم خیلی گرفته … اینجا نمیتوان به کسی نزدیک شد … آدمها از دور دوست داشتنی ترند …!
  • خــــــــدایــــــــــــــا...!!! (دوشنبه 18 آبان‌ماه سال 1394 10:10)
    خــداوندا دست هایم خالی است و دلم غرق آرزو با قدرت بیکرانت ، یا دست هایم را قوی کن یا دلم را خالی از آرزو... امروز هم روزی از روزهای خداست و من آرامتر از دیروز و سرمست از تو می نویسم باز هم مثل همیشه برای نوشتن تو را بهانه میکنم چه لذت بخش است از تو نوشتن و چه زیباست برای تو نوشتن و من این زیبایی را با تمام دنیا عوض...
  • _________ (جمعه 15 آبان‌ماه سال 1394 17:00)
    پاییزه و قدم زدن روی برگ ها یه حال و هوای دیگه ای داره
  • هـــــه...!! (چهارشنبه 13 آبان‌ماه سال 1394 22:22)
    "روزی به تمام این بی قراری ها می خندی و ساده از کنارشان می گذری" ؛ این قشنگترین دروغی ست که دیگران برای آرام کردنت به تو می گویند...!
  • نگووووووووووو!!!!! (یکشنبه 10 آبان‌ماه سال 1394 11:00)
    نگو دوستت دارم... انسان این واژه ِ تَرَک خورده را باور می کند . . . دست و پای قلبش را گم میکند... انسان است دیگر ، عاشقی زود باور ، تقصیری ندارد . . . از کاه ِ خیال ِ تو، کوهی میسازد بر فراز ِ رویاهایش میشود ققنوسی خندان، بر میخیزد از خاکسترِ اندوهش . . . آن وقت تو میروی و او میماند با روحی زخمی،.. تو میروی و او...
  • عشقــــــــــــ.....هه!!!! (دوشنبه 4 آبان‌ماه سال 1394 00:00)
    چه عاشقانه است این روز های ابری… چه عاشقانه است قدم زدن زیر باران غم تنهایی… و من چه عاشقانه زیستن را دوست دارم… عاشقانه سرودن را دوست دارم… عاشقانه نوشتن را دوست دارم… عاشقانه اشک ریختن را… عاشقانه خندیدن را دوست دارم… و من عاشقانه می گِریَم… عاشقانه می خندم… عاشقانه می نویسم… و در سکوت تنهایی، عاشقانه میمیرمـ...
  • بــــــاز بـــــــــــاران ... (جمعه 1 آبان‌ماه سال 1394 00:00)
    الان که دارم این مطلبو می نویسم ، آسمون کاملا ابریه و بعضی وقتا هم نم نم بارون میزنه … هوای خیلـــــــــــــــی خوبیه ! باران ببار … بگذار اشک هایم غریب نباشند … . . وقتی ب هوای دیدنت قلب ابرها هم تند تند میتپد … یاد تو مثل چیزی شبیه یک قطره باران، بر لب های خشک و ترک خورد ام لیز میخورد … . . باران ببار … ببار ک شاید...
  • سخته... سختـــ... (چهارشنبه 29 مهر‌ماه سال 1394 11:06)
    چه سختِ هم پاییز باشـב ؛ هم ابر باشـב ، هم باران باشـב ! هم خیابان ِ خیس … امـــــااا... نه בستے براے فشرבن باشـב .. نه پایے براے قـבم زבن باشـב .. و نه نگاهـــے براے زل زבن … !
  • :-( (دوشنبه 27 مهر‌ماه سال 1394 16:55)
    نـــه نمیــــدانــــی! هیـــــچ کـــس نمـی دانــــد پشت ایـن چهــــره ی آرام، در دلــــــــــم چــه مـی گـذرد! نـــه نمیــــدانــــی! هیـــــچ کـــس نمـی دانــــد ایـــن آرامــش ظــاهــری و ایــن دل نــا آرام چقــــدر خسته ام میکند!
  • من کیم؟؟؟؟؟؟؟!! (یکشنبه 12 مهر‌ماه سال 1394 00:00)
    من کیم؟؟ کسی میدونه؟؟؟! نوچ !!!!!!!!!!!! من همون دیوونه ام ک هیچ وقت عوض نمیشه... همونی ک همه باهاش خوشحالن اما... همونی ک اونقدر ی آهنگو گوش میده، ک از ترانه گرفته تا ریتمو خوانندش متنفر شه.. همونی ک هق هق همه رو با جون ودل گوش میده..اماخودش... همونی ک همه فکرمیکنن سخته،سنگه،مغروره وسرده..اما با هر تلنگری میشکنه.....
  • *کربـــــــــــــــــــلای ایــــــــــــــــران* (دوشنبه 23 شهریور‌ماه سال 1394 14:56)
    در این غوغای شهر ،وقتی دلت میگیرد وقتی دلت سیر می شود از همه ی دنیا وقتی تمام شهر غریبه می شوند و تو را نمی فهمند گریه هایت را نمی بینند فریادهایت را نمی شنوند از گفتن،از رفتن،از شهید،از شهادت .... وقتی دلت لک می زند برای روربه روی ضریح حسین(ع) دلت لک می زند برای قتلگاه،تل زینبیه(س)،کف العباس(س) .... لک می زند برای...
  • هعییییییییی! (یکشنبه 15 شهریور‌ماه سال 1394 19:03)
    برای خیانت ، هــــزار راه هــســــت ؛ اماااااا .... هـیــچ کــــدام به انـــدازه تــــظـــاهـــر به دوست داشتن کــثـیــف نـیـســـت …!!!
  • دوست داشتن حرمت داره! (سه‌شنبه 3 شهریور‌ماه سال 1394 00:00)
    آدمهایی هستند که شاید کم بگویند “دوستت دارم”.. یا شاید اصلا به زبان نیاورند دوست داشتنشان را … بهشان خرده نگیرید ! این آدمها فهمیده اند “دوستت دارم” حرمت دارد ، مسئولیت دارد.. ولی وقتی به کارهایشان نگاه کنی؛ دوست داشتن واقعی را میفهمی ، میفهمی که همه کار میکند تا تو بخندی ، تا تو شاد باشی … آزارت نمیدهد ، دلت را...
  • حس خوووبیه هاااا ... (دوشنبه 19 مرداد‌ماه سال 1394 10:33)
    تنها بودن اونقدر ها هم بد نیست.. فرصت میکنی کمی با خودت خلوت کنی .. از خودت بپرسی : خوابت میاد یا نه؟! خودت رو ب تخت ببری و ب خواب بزنی تا ببینی وقتی ک خوابی ، خودتو میبوسی یا نه؟! صبح کمی زودتر از خودت بیدار شی و برای خودت چای دم کنی.. خودتو دعوت کنی ب سر میز و ی لقمه ی بزرگ واسه خودت بگیری.. شاید حتی وقت کنی کفش های...
  • حواست باشه! (چهارشنبه 7 مرداد‌ماه سال 1394 19:32)
    وقتی می گوید:دوستت دارم... زل زل در چشمهایش نگاه نکن... بی هیچ حرفی.. بی هیچ عکس العملی....!!! تنها با گفتن من هم دوستت دارم این لحظه را تمامش نکن... جیغ بزن.....محکم در آغوشش بگیر....بوسه بارانش کن.... بگذار آنقدر از گفتن این کلمه به شوق بیاید، که اگر فردا باز هم خواست بگوید دوستت دارم... جور دیگری بگوید....!! یا...
  • هه!!!!!!!!!!!!!!!!!! (دوشنبه 15 تیر‌ماه سال 1394 16:53)
    آخــــــــــــی... ناله میکنی؟! عشقت ولت کرده؟! هـ HEــه.... جمع کن بابا... مسخره!!!!!!!!! برو ی چرخی تو خیابون بزن! ی سریا واسه نون شب شون کلیه شون رو میفروشن..، ببین بچه ها چ جوری واسه ی لقمه غذا گریه میکنن.. برو بیمارستانا ، ببین چندتا خانواده منتظرن تا خبر زنده موندن مریضاشون رو بشنون... ببین جلوی در بیمارستانا...
  • خوووب باشـــــ.... (دوشنبه 8 تیر‌ماه سال 1394 21:30)
    سعی نکن ، متفاوت باشی. فقط خوب باش.. خوب بودن ، به اندازه کافی ، متفاوت است.....!!!
  • خدا را دوست دارم.... (شنبه 16 خرداد‌ماه سال 1394 00:00)
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با هر username که باشم، من را connect می کند خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی کند . خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با یک delete هر چی را بخواهم پاک می کند خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALL نمی کند خدا را دوست دارم ، به...
  • خــــــــدای قلب من... (چهارشنبه 23 مهر‌ماه سال 1393 14:05)
    دیشب دلم هوای تو را کرده بود، میخواستم با تو سخن بگویم. اما وقتی به یاد گناهان خویش افتادم، شرمنده شدم و سکوت کردم.. اما وقتی به تپش های قلبم گوش دادم، دیدم که قلبم تو را میخواند.. همین بود که بار دیگر صدایت زدم.. ای خدای قلب من، دوستت دارم!!! *برگرفته از کتاب خدای قلب من*
  • عرفه... (جمعه 11 مهر‌ماه سال 1393 00:00)
    دوست دارم که به درگاه خدا گریه کنم دست بردارم و با حالِ دعا گریه کنم در شب قدر نکردم عملِ مقبولی حال بنشینم و بر جرم و خطا گریه کنم عرفه آمد و محزون و خجالت زده ام دوست دارم که به مانند گدا گریه کنم!
  • فقط نگاه......... (چهارشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1393 12:20)
    می دانم. . . خوب می دانم. . . . که در پشت چهره ی به ظاهر خندانت ،چه دردی نهفته است. . . دیدن لبخند کسانی که رنج می کشند از دیدن اشک آنها دردناکتر است.... معلم ،موضوع انشا داد: وقتی بزرگ شدید، می خواهید چه کاره شوید؟؟؟؟؟ و.......... "کودک سرطانی" نوشت: من بزرگ نخواهم شد........
( تعداد کل: 57 )
   1       2    صفحه بعدی
ابزار پرش به بالا
فا تولز ، ابزار رایگان وبمسترابزار پرش به بالا