X
تبلیغات
زولا

دلانــه هـایی از جنـــس سکوتـــ...

اینجــا حریـم منهــ.. من و حرفــای نگفتــه امـــــ...
یکشنبه 27 دی‌ماه سال 1394

رفتمــــ...

اگر کسی مرا خواست

بگویید:

رفته باران ها را تماشا کند.

و اگر اصرار کرد،

بگویید:

برای دیدن طوفان ها رفته است!

و اگر باز هم سماجت کرد،

بگویید:

رفته است تا دیگر بازنگردد...


-بیژن جلالی-

پنج‌شنبه 17 دی‌ماه سال 1394

ی وقتایی...

گـاهـی اوقـات . . .
هـمـه چـیـز دسـت ب دسـتِ هـم مـیـدن..
تـا تـو رو غـرق در رویـاهـا و خاطراتت کـنـن!
ی آهـنـگ پـیـشـواز . . .
۲ خـط شـعـر . . .
یـک وجـب پـیـاده رو . . .
آهـنـگـی ک خـونـه بـغـلـی گـوش مـیـدن . . .
۲ کـلـمـه حـرف . . .
بـوی ی عَـطـر . . .
طـعـم ِ شـیـریـن ِ ی خـوراکـی . . .
هـمـه و هـمـه کـافـیـه بـرای ایـنـکـه . .

تــو چـنـد سـاعـت وسـط اتـاقـت دراز بـکـشـی و

خـیـره بـشـی ب سـقـف . . ./

دوشنبه 14 دی‌ماه سال 1394

i don't know....

آقا تمام روز با رفقاشه...
ب دخترا گیر میده...
با پسرا میخنده...
دانشگاه میره...
دور دور میره...
ساعت ١١شب با کتک برمیگرده خونه...
بعد تازه تو رختخواب یادش میاد "تنهاست"...!!
این یعنی واسه ما تعریف نشده تنهایی یعنی چی.../

خانم با یکی دوست میشه...
سریع میگه عشقم...
عکسش میشه بک گراند گوشیش...
دو روز بعد یکی بهتر از اون پیداش میشه...
قانون پایستگی عشق صورت میگیره،
عشق از این عکس منتقل میشه ب اون یکی....!
این یعنی واسه ما تعریف نشده عشق یعنی چی...
میدونی؟!
یا من اهل این سیاره نیستم،،، یا ب قول ی سریا ذهنم بسته ست یا...
نمیدونم،واقعاً نمیدونم......|
یکشنبه 13 دی‌ماه سال 1394

ثانیهـ...

چقدر طول کشید تا فهمیدم هیچ چیز برای همیشه نیست..
دیر فهمیدم مرز میان بودن و نبودن ؛
ثانیه ای بیشتر طول نمی کشد!!

شنبه 12 دی‌ماه سال 1394

درد ینی...

بـرای بـــعضی دردها...

نـــه می توان گریــــه کرد ، نــــه مـی توان فریـــــــــاد زد ... !

بــــرای بـــــــــــعضی دردها ...

فـــــقط می توان نــگاه کرد و بی صدا ،

شـــــــــکــــــــــســـــــــت ... !

شنبه 12 دی‌ماه سال 1394

روووزگـــــــــــــار.......

روزگار نکبتی شده !!

آنقدر ک  آدم دلش میخواهد مدام ب خاطره هایش چنگ بیاندازد

و آنجا ها دنبال چیزی بگردد.....


-عباس معروفی-

پنج‌شنبه 10 دی‌ماه سال 1394

!!

درد یعنـــی....
ساعتهـــا می شینم
ب حرفایـــی ک هیچ وقت قـــرار نیست بگم
فکـــر می کنم...!!

سه‌شنبه 8 دی‌ماه سال 1394

بدون عنوان...

یک لیوان قهوه...
قهوه اى تلخ...
ب طعم زندگى ام...
یک موزیک ملایم...
نشستن در کنج اتاق...
خیره ب دیوار...
یاد خاطره ها...
یک سکوت مرگبار...
یک قطره اشک ...
خندیدن ب خود !
اشک را با دستانم پاک مى کنم...
ب آینه نگاه مى کنم،
ب خودم نیشخندى میزنم...
باز آه مى کشم و همان لبخند مصنوعى را میزنم...
و بزرگترین دروغ را ب خودم مى گویم...
" حال من خوب است..خوووووووب "
 :-)

دوشنبه 7 دی‌ماه سال 1394

سکوتـــ...

قصه از جایی شروع میشود ک نباید...!
و نباید ها عزیز میشوند...
و عزیز ها بی معرفت...
و بی معرفت ها تمام دنیا..
و تمام دنیا، آوار روی سر...
و تو...
زیر همین آوار...
جان میدهی..
و جان دادنت، تدریجی میشود...
و تدریجی شاعر میشوی...
شاعر میشوی و خون خودت را میکشی..
می ریزی در خودکارت...
و خودکارت...
مینویسد...
کاش...
کاش...
شروع نمیشد...
و خودکارت...
مینویسد...
چرا...؟
و
خودکارت مینویسد...
تا...
خونی در رگت، نمانده باشد...
و دنیایت تمام میشود...
و...
تمام میشوی.../

.
.

-امید نبی یى-


شنبه 5 دی‌ماه سال 1394

ترســـ......

میترسم از آدم ها ...
آدم هایی ک دست میذارن رو تنهاییت ...
مجوزِ ورود میگیرن ...
و تنهاترت می کنن ...
آدم هایی ک سایه میندازن روی سرت ...
و بی تفاوت، سایه سنگین می کنن ...
آدم هایی ک ساده می گیری بودنشون رو ...
و سخت میکنن گذرِ لحظه هاتو ...
آدم هایی ک کوهِ معرفت میشی براشون ...
و اونا مدام میلرزوننت با آتشفشانِ بی معرفتی هاشون ...
آدم هایی ک ب هزار و یک خاطره، دلبسته شون میشی…
و اونا بی تفاوت میگذرن و میرن .../

سه‌شنبه 1 دی‌ماه سال 1394

دلم تنگه!!

گاه دلتنـــــــگ می شوم...

دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها!

حسرت هایم را می شمارم..

 باختن ها..

و صدای شکستنم را!!

نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم ،

کدام خواهش را نشنیدم،

و ب کدام دلتنگی خندیدم..

ک این چنین دلتنگــــــــــــــــم!!..

ابزار پرش به بالا
فا تولز ، ابزار رایگان وبمسترابزار پرش به بالا